چجوری عزت نفس را افزایش بدیم؟ یادت باشه تو حق زندگی داری، تو ارزشمندی، تو حق داری به خواسته ها و نیازهات توجه کنی و اونارو مهم در نظر بگیری. قرار نیست مطابق میل و خواسته دیگران زندگی کنی. زندگی تو متعلق به خود تو است. تو شایسته ی اونی که با تو با ادب و نزاکت برخورد بشه. اگر دیگران با تو مودبانه برخورد نکنند، مشکل آنها است، اما مشکل تو زمانی شروع میشه که توهین وئ تحقیر و تمسخر آنها را بپذیری.هیچکس نمی تونه طرز تفکر تو رامشخص کند. کسی نمی تواند که نسبت به خودت چه احساسی داشته باشی. هیچ کس وو هیچ گروهی این قدرت رو نداره که روی احساسی که به خودت داری و جوری که راجع به خودت فکر می کنی تاثیر بذاره. من پریسا دیندار روانشناس فردی در مشهد،در حوزه عزت نفس می تونم کمکت کنم.
اگر مقاله قبلی عزت نفس را مطالعه نکردید پیشنهاد می کنم حتما مطالعه کنید، چون قرار در این مقاله راهکارهای مربوط به عزت نفس را عنوان کنم. به گفته آقای برندن عزت نفس 6 ستون دارد:
1-زندگی آگاهانه
2-خود پذیری
3-مسئولیت پذیری
4-ابراز وجود
5-زندگی هدفمند
6-انسجام و یکپارچگی
1- زندگی آگاهانه:
زندگی آگاهانه دو جنبه دارد. اول از همه ببینیم درون خودمون چه خبره، و دوم ببینیم در محیط اطرافمون چه چیزهایی در حال وقوع است. یعنی بر اساس آن چیزی که مشاهده می کنیم و میدانیم رفتار کنیم. هر محیط اطرفمان را بیشتر بشناسیم بهتر می توانیم در آن زندگی کنیم. زتذگی آگاهانه یعنی احترام گذاشتن به حقیقتها، یعنی هر چیزی را آن طوری که هست ببینیم. آن ذهنیت خود را با عینیت و واقعیت اشتباه نگیریم. از واقعیت ها فرار نکنیم. اشتباهات خود را ببینیم و آنها را اصلاح کنیم.
2- خود پذیری:
اول از همه با خودمان در صلح باشیم، یعنی خودمان را همانطور که هستیم بپذیریم. چهره،هیکل، صدا، پدر و مادر، محل زندگی، مخصوصا چیزاهایی رو که نمی توانیم تغییر بدهیم را بپذیریم. دوم، توجه کردن به احساساتی که در هر لحظه دارید تجربه می کنید. مثل خوشحالی، خشم، غم، استرس، هیجان، دلتنگی و هر حس دیگری. و بپذیریم که این فقط یک احساس است، و بعد احساسامان را بپذیریم. مثلا اگر امروز حوصله کار کردن نداری می توانی احساسات خود را بیان کنی، و بعد احساست را بپذیری. اما با این حال بری سرکار، ولی خودت را گول نزن که امروز چه روز خوبی است. یا اگر از یک رابطه عاطفی اومدی بیرون بپذیری که ممکن تا مدتی حال روحیت خوب نباشه. خودمان را بخاطر اشتباهات گذشته سرزنش نکنیم و بدونیم ما با عقل آن زمان یک تصمیم را گرفتیم و آن تصمیم در آن زمان اتفاقا خیلی خوب و مناسب بوده است.
3- مسئولیت پذیری:
یعنی اگر من یک خواسته و نیاز دارم، خودم مسئول برآورده کردنش هستم. و اگر برای رسیدن به خواسته ها و اهداف خود یکسری اقدامات انجام میدهم باید قبول کنم که انتخاب کننده من هستم و مسئولیت همه انتخاب ها را به عهده بگیرم. این یعنی اینکه باید بپذیریم خوشبختی و بدبختی ما به عهده خودمان است. ما در قبال حرف هایی که میزنیم و در مقابل جمله هایی که می گوییم، مسئول هستیم. اما این را فراموش نکنید که یکسری اتفاقات خارج از محدوده کنترل ماست، و قرار نیست برای اتفاقی که می افتد، خودمان را سرزنش کنیم.

4- ابراز وجود:
یعنی به خواسته ها و نیازهامون احترام بگذاریم و بخودمان به عنوان یک انسان احترام بذاریم. به خود این حق را بدهیم که از نیازهامون حرف بزنیم، اگر چیزی مطابق خواسته ما نبود، نه بگوییم. این موضوع را بدانیم که اگر نه می گویید هنوز دوست داشتی و خواستنی هستید. ابراز وجود یعنی برای خود حق قائل بشیم، و بدانیم ما برای دیگران زندگی نمی کنیم و قرار نیست مدام سازگاری کنیم. مثلا اگر مکانی حضور دارید که گرم است و گرما شما را آزار می دهد باید اعلام کنید.
5- زندگی هدفمند:
زندگی هدفمند کمی شبیه زندگی آکاهانه است. اما یک تفاوت مهم وجود دارد که در زندگی هدفمند مابه دنبال این هستیم که برای خوشبختی و رسیدن به هدف چه برنامه ای داریم وچقدر برای این برنامه ها وهدفها دست به کار می شوید؟ زندگی هدفمند یعنی بدانید برای 5 سال آینده خود چه اهدافی دارید و به کجا می خوایم برسیم. یعنی اگر رویای مهاجرت به کشور خاصی را دارید باید جوابت به این سوالات مثبت باشد. تا حالا با یک وکیل مهاجرت ملاقات داشتید؟ زبان کشور مقصد را تا چه حد مسلط هستید؟ با چند نفر از افراد مقیم آن کشورارتباط گرفتید تا بدانید شرایط زندگی در آن کشور به چه صورت است؟ و اگر پاسخت به این سوالات منفی است، میشه گفت شما در زمینه مهاجرت یک زندگی هدفمند ندارید. و این صرفا یک رویا است که در ذهن شما است ولی هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است.اگر کاری نکنید چیزی هم تغییر نمی کنه.
6- انسجام و یکپارچگی شخصیتی:
یعنی ایده آل ها، باورهاف معیارها، ارزش ها، خود را با رفتارهای ما همخوانی داشته باشد. برندن میگه وقتی رفتار ما با قضاوت ما از حقیقت تضاد داشته باشه آبرمون پیش خودمون میره و پیش خودمون بی اعتبار می شیم. در واقع ما نباید به معیارهای خودمان خیانت کنیم، نباید به انتخاب های خودمان پشت پا بزنیم.مثلا اگر شما یک فرد را از زندگی خود حذف کردید و حتی تصمیم گرفتید در فضای مجازی ارتباطی با آن فرد نداشته باشید، اما اگر دائم پروفایل فرد رو چک می کنی یعنی تو داری به خودت خیانت می کنی و به تصمیمی که گرفتی احترام نمیذاری و این مسئله باعث میشه عزت نفست کم بشه و در نزد خودت بی اعتبار شوی.
از همین امروز تصمیم بگیرید کارهایی که در خلاف ارزشمندی شما است، انجام ندهید. سعی کنید با افرادی معاشرت کنید که عزت نفس بالایی دارند. این موضوع را بدانید که فرآیند عزت نفس یکشبه نیست و زمان لازم است تا آسیب هایی که در گذشته دید، تشخیص بدهید و از طریق این راهکارها بتوانید حرمت نفس خود را بالا ببرید.